الشيخ رسول جعفريان

534

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

شده‌اند . از اين گروه سه يا چهار تن ، تن به اسارت نداده به شهادت رسيدند . سه نفر ديگر اسير شده به مكه برده شدند . يكى از آنان با نام عبد الله بن طارق در مرّالظهران خود را از قيد آزاد كرد و شمشيرى به دست گرفت تا با آنها بجنگد . دشمنان اسلام وى را سنگسار كرده و به شهادت رساندند . دو تن ديگر يكى حبيب بن عدى و ديگرى زيدبن الدثنه به دست مشركان مكه سپرده شدند و آنان نيز ، وى را به انتقام كشتگان خود در بدر كشتند . « 1 » گفته‌اند كه اين دو تن تا آخرين لحظه در برابر اصرار مشركان در باز گشت از دين اسلام مقاومت كردند . « 2 » اين حادثه ضربه‌اى ديگر به مسلمانان بود ، زيرا به هر روى شمارى از آنها بدست قريش و ديگر قبايل به شهادت رسيده و اين خود سبب جرى شدن آنان بر مسلمانان مىشد . در واقع سال چهارم و پنجم اوج دشمنى قبايل با اسلام و همراهى آنان با قريش است . قبيلهء هذيل كه بنى لحيان طايفه‌اى از آن بودند از بدترين قبايل ياد شده و حسان بن ثابت اشعار فراوانى در هجو آنان سروده است ؛ او از جمله به درخواست هذيليان از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اشاره مىكند كه شرط اسلام خويش را حلال شمردن زنا قرار دادند : سالت هُذَيل رسول الله فاحشةً * ضلّت هذيل بما سالت و لم يصب « 3 » حادثهء ديگر كه مشابهتى با واقعهء رجيع داشته و از نظر زمانى نيز با آن فاصلهء بسيار اندكى داشته - و واقدى مىگويد كه در صفر سال چهارم بوده است - حادثهء « بئرمعونه » است . منطقهء مزبور در نجد قرار داشته و چاه مزبور متعلق به بنى سُلَيم بوده است . قبيلهء بنى عامر بن صعصعه عامل اصلى اين ماجرا در همين منطقه سكونت داشته است . اين قبيله يكى از قبايل مهم عربى است كه از جاهليت تا قرنها پس از اسلام به عنوان قبيله‌اى شناخته شده ، در سرزمين عربى مطرح است . « 4 » در اين زمينه كه به چه دليل رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم شمارى از اصحاب خويش را كه بين چهل تا هفتاد نفر گفته شده « 5 » ، به اين ناحيه فرستاد ،

--> ( 1 ) . استاد ما علامه سيد جعفر مرتضى در الصحيح ، ج 5 ، صص 243 - 182 ؛ دربارهء اين حادثه بحث كرده و ضمن استقصاى تناقضات نقلها اظهار مىدارد كه بخش عمدهء جزئيات مشكوك بوده و چندان قابل قبول نيست ؛ آنچه پذيرفتنى است تنها كليت ماجراست كه چند نفر اين چنين گرفتار توطئهء مشركان شده و به شهادت رسيدند . ( 2 ) . المغازى ، ج 1 ، صص 362 - 361 ( 3 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 180 ؛ [ سالت سألت ] ( 4 ) . نك : معجم قبايل العرب ، ج 2 ، صص 710 - 708 ( 5 ) . البته در نقلهاى ديگر : ده نفر ، بيست نفر و چند نفر و ارقام ديگر آمده است . نك : الصحيح ، ج 5 ، ص 257 ؛ واقدى مىگويد : صحيح آن است كه چهل نفر بوده‌اند . نك : المغازى ، ج 1 ، ص 347